آسیب‌شناسی «خیزش معیشتی آبان‌ماه 98» - قسمت اول

 

قبل از آسیب‌شناسی «خیزش آبان‌ماه 98» باید نخست به تفاوت ساختاری و مضمونی و شکلی «خیزش آبان‌ماه 98» با «خیزش دی‌ماه 96» و «جنبش سبز 88» بپردازیم چراکه در میان حرکت‌های اجتماعی و سیاسی و صنفی و مبارزه طبقاتی و مبارزه فقرستیزانه و مبارزه آزادی‌خواهانه و مبارزه رهائی‌بخش چهل سال گذشته جامعه ایران سه حرکت اجتماعی:

1 - جنبش سبز 88.

2 - خیزش دی‌ماه 96.

3 - خیزش آبان‌ماه 98 (از دیگر حرکت‌های اعتراضی و آکسیونی و اعتصابی جامعه بزرگ ایران) از خودویژگی‌هایی برخوردار بوده است که این خودویژگی‌ها عبارتند از:

الف – گستردگی و فراگیری به لحاظ افقی یا گستردگی کمی آن.

ب - جوهر و مضمون سیاسی این سه حرکت از آغاز تا انتها.

ج – غیبت طبقه کارگر ایران در سه حرکت فوق.

د – شکل‌بندی آکسیونی یا تظاهرات خیابانی.

ه – عدم استحاله شکل حرکت از فرایند حرکت اعتراضی یا آکسیونی یا تظاهرات خیابانی به حرکت اعتصابی، که البته «همین امر باعث شکست سه حرکت فوق گردید» و دلیل این امر همان است که آنچنانکه در جنبش ضد استبدادی سال 57 جامعه ایران شاهد بودیم تا زمانیکه حرکت‌های اعتراضی از فرایند آکسیونی و خیابانی بدل به حرکت‌های اعتصابی نشوند، هرگز و هرگز جنبش‌ها و یا خیزش‌های اعتراضی خیابانی و آکسیونی در جامعه بزرگ ایران نمی‌توانند راه به جائی ببرند، چراکه حرکت‌های اعتراضی و آکسیونی و خیابانی به صورت توده‌وار و اتمیزه و فاقد سازماندهی و برنامه و رهبری و اتاق فکر و گفتمانی می‌باشند و مبارزه و حرکت آنها صورت علنی دارند و در کمترین مدت صورت آنتاگونیستی پیدا می‌کنند و امکان استمرار مبارزه درازمدت برای آنها وجود ندارد و در کوتاه‌مدت به علت همین آنتاگونیستی و قهرآمیز شدن مبارزه و علنی بودن و فقدان رهبری و سازماندهی، شرایط برای سرکوب حرکت آنها توسط دستگاه‌های چند لایه‌ای سرکوب‌گر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم فراهم می‌شود.

از آنجائیکه اینگونه حرکت‌های آکسیونی و خیابانی و اتمیزه «توان تغییر توازن‌قوا در عرصه میدانی به سود خود ندارند» در نتیجه همین امر باعث می‌گردد تا ا ینگونه حرکت‌های اجتماعی، هر چند هم که گسترده باشند، بسترساز «ظهور وضعیت انقلابی» در جامعه ایران نشوند و سرکوب آنها توسط دستگاه‌های چند لایه‌ای سرکوب‌گر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، تنها ره‌آوردی که برای جامعه ایران دارد، «امنیتی شدن فضای جامعه» و «پیچیده شدن مبارزه» و «افول حرکت جنبش‌های مطالباتی خودبنیاد سه مؤلفه‌ای سیاسی و صنفی و مدنی» می‌باشد. البته آنچنانکه فوقا هم مطرح کردیم، خودویژگی‌های پنج گانه فوق، وجه مشترک سه حرکت اعتراضی «جنبش سبز 88» و «خیزش دی‌ماه 96» و «خیزش آبان‌ماه 98» می‌باشد.

البته همین سه حرکت (اعتراضی جامعه بزرگ ایران) از زاویه دیگر در مقایسه با یکدیگر دارای وجوه تمایزی نسبت به یکدیگر می‌باشند که این «وجوه تمایز» (بین سه جنبش 88 و خیزش دی‌ماه 96 و خیزش آبان‌ماه 98) عبارتند از:

1 - خیزش آبان‌ماه 98 به لحاظ گستردگی افقی (نه عمودی) هم از جنبش سبز 88 و هم از خیزش دی‌ماه 96 گسترده‌تر و فراگیرتر بوده است و از جمعه شب (مورخ 24/08/1398) تا روز پنج‌شنبه (مورخ 30/08/1398) طبق گفته خود مسئولین رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، «خیزش آبان‌ماه 98 بیست و دو استان کشور را در برگرفت.»

2 - برعکس جنبش سبز 88 و خیزش دی‌ماه 96 (که تنها در پیوند طولی با دیالکتیک شرایط عینی و ذهنی جامعه بزرگ ایران تکوین پیدا کرده بودند)، «خیزش آبان‌ماه 98 در بستر تکوینش به صورت دو مؤلفه‌ای طولی و عرضی مادیت پیدا کرده است». به این ترتیب که به لحاظ طولی این خیزش مانند جنبش سبز 88 و خیزش دی‌ماه 96 «سنتز دیالکتیکی شرایط عینی و ذهنی جامعه بزرگ ایران بوده است» (که افزایش 300 درصدی قیمت بنزین در تاریخ 24/08/1398 توسط رژیم مطلقه فقاهتی حاکم، استارتی بوده است که باعث شده تا آن دیالکتیک شعله‌ور گردد) اما برعکس جنبش 88 و خیزش دی‌ماه 96 در خیزش آبان‌ماه 98 منهای پیوند طولی با دیالکتیک جامعه ایران، آن خیزش به لحاظ شرطی تحت تأثیر خیزش‌های فقرستیزانه و ضد سرمایه‌داری منطقه از عراق تا لبنان قرار داشته است (که در این شرایط تندپیچ منطقه خاورمیانه این خیزش‌های فقرستیزانه و ضد اقتصاد نئولیبرالی سرمایه‌داری، منطقه را در آستانه یک تحول همه جانبه قرار داده است) بدین خاطر به علت همین دو پیوند طولی و عرضی خیزش آبان‌ماه 98 بوده است که باعث گردید تا خیزش آبان‌ماه 98 از جوهر و مضمون ضد اقتصاد نئولیبرالی سرمایه‌داری برخوردار شود. شعار محوری خیزش آبان‌ماه 98 که عبارت بود از: «بنزین گرانتر شده - فقیر فقیرتر شده» دقیقاً دلالت بر همین «جوهر ضد اقتصاد نئولیبرالی سرمایه‌داری رژیم مطلقه فقاهتی حاکم می‌کرد» همچنین تخریب نهادهای سرمایه‌داری مثل بانک‌ها تنها در این رابطه قابل تعریف می‌باشد.

3 - برعکس جنبش سبز 88 و خیزش دی‌ماه 96 که به صورت غیر مترقبه در برابر حزب پادگانی خامنه‌ای و دستگاه‌های چند لایه‌ای سرکوب‌گر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم مادیت پیدا کردند، در خیزش آبان‌ماه 98 رژیم مطلقه فقاهتی حاکم (در چارچوب پروژه افزایش 300 درصدی قیمت بنزین) از قبل می‌دانستند که در واکنش به این شوک افزایش قیمت بنزین خیزش پائینی‌های جامعه ایران امری طبیعی می‌باشد، بنابرابن در این رابطه برنامه‌ریزی کرده بودند و اتاق فکر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم از قبل نقشه راه این پروژه را کشیده بودند و در آمادگی کامل قرار داشتند و مع الوصف در همین رابطه بود که خامنه‌ای تصمیم‌گیری در باب افزایش 300 درصدی قیمت بنزین را با دور زدن مجلس به شورای هماهنگی سران سه قوه واگذار کرد و دولت روحانی اجرای این پروژه را به شورای امنیت رژیم مطلقه فقاهتی واگذار نمود و شورای امنیت رژیم مطلقه فقاهتی هم بدون اطلاع قبلی جامعه بزرگ ایران، به یکباره در ساعت صفر روز جمعه 24/08/1398 این پروژه خانمان‌سوز را به اجرا گذاشتند که تمامی این فرایندها دلالت بر صد درصد امنیتی بودن موضوع می‌کرد، ولذا به همین دلیل بود که اعلام این پروژه خانمان‌سوز در چارچوب اقتصاد ابربحران‌زده ایران به صورت شوک در شوک مادیت پیدا کرد.

باری، در این رابطه است که بزرگترین سوالی که در برابر خیزش آبان‌ماه 98 قابل طرح است اینکه چرا اتاق فکر رژیم مطلقه فقاهتی که از قبل وقوع این خیزش را پیش‌بینی می‌کرد، در این شرایط تندپیچ خیزش‌های فقرستیزانه و ضد اقتصاد نئولیبرال سرمایه‌داری منطقه خاورمیانه، تن به اجرای این پروژه داد؟

تنها پاسخی که از نظر ما قابل طرح است اینکه رژیم مطلقه فقاهتی حاکم در این شرایطی که صادرات نفت به علت تحریم اقتصادی جناح هار امپریالیسم آمریکا به کمتر از یک میلیون بشکه در روز رسیده است و درآمد نفتی رژیم مطلقه فقاهتی حاکم نمی‌تواند «جلو سونامی کسر بودجه بیش از 300 هزار میلیارد تومانی سال 98 را بگیرد» و از آنجائیکه طبق گفته روحانی در کرمان، از مبلغ 450 هزار میلیارد تومان بودجه عمومی دولت در سال 1398 تنها 30% آن یعنی مبلغ 150 هزار میلیارد تومان از طریق مالیات قابل وصول می‌باشد و با عنایت به اینکه خامنه‌ای حاضر نمی‌شود تا از قبل صندوق ذخیره ارزی کسری بودجه 300 هزار میلیارد تومانی بودجه دولت را جبران نماید و درآمد حداکثر یک میلیون بشکه نفت صادراتی روزانه، صرف هزینه متفرقه حزب پادگانی خامنه‌ای در کسب هژمونی هلال شیعه منطقه می‌گردد، طبیعی است که سونامی کسری بودجه برای دولت دوازدهم در نیمه دوم سال 98 بسیار عظیم‌تر از حتی مبلغ پیش‌بینی شده دولت روحانی هم می‌باشد. در نتیجه در راستای مقابله با این سونامی کسری بودجه سال 98 است که حزب پادگانی خامنه‌ای منهای توافق مجلس و حتی دولت، تن به اجرای پروژه افزایش 300 درصدی بنزین داد تا توسط آن از قبل مصرف 97 میلیون لیتر بنزین مصرفی لیتری سه هزار تومان، 23 میلیون خودرو (پس از کسر 260 هزار میلیارد تومان ماهانه یارانه معیشتی 12 میلیون خانواده، یا 60 میلیون نفر از 83 میلیون نفر زیر خط فقر جامعه بزرگ ایران، مورد ادعای دولت روحانی) بتواند 100 هزار میلیارد مابه التفاوت 110 هزار میلیارد تومانی 97 میلیون لیتر بنزین 300 درصد افزایش قیمت یافته تا اندازه‌ای مبلغ کسری بودجه 98 را کاهش بدهند. بر این مطلب بیافزائیم که منهای سه برابر شدن درآمد ریالی نفتی رژیم در داخل کشور، در عرصه کاهش مصرف 97 میلیون لیتر بنزین در داخل کشور، به علت افزایش 300 درصدی قیمت آن، رژیم مطلقه فقاهتی حاکم می‌تواند با صدور بنزین به کشورهای همجوار به عنوان یک فراورده نفتی، به درآمد ارزی قابل توجهی دست پیدا کند.

فراموش نکنیم که هزینه 20 میلیون لیتر بنزین روزانه مصرف داخلی 8 میلیون دلار می‌باشد که این هزینه در طول سال نزدیک به سه میلیارد دلار می‌گردد، بنابراین بدون تردید اگر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم توسط این پروژه افزایش 300 درصدی قیمت بنزین بتواند مصرف روزانه 20 میلیون لیتر بنزین در داخل کشور، به ده میلیون لیتر کاهش بدهد، می‌تواند به درآمد 5/1 میلیارد دلاری حاصل فروش بنزین به کشورهای همجوار دست پیدا کند؛ که با دولار 12 هزار تومانی، 18 هزار میلیارد تومان کسری بودجه دولت قابل ترمیم می‌باشد.

البته باید اضافه کنیم که برای اقتصاد رانتی و نفتی و دولتی و خصولتی رژیم مطلقه فقاهتی «هیچ درآمد جایگزین درآمد نفتی وجود ندارد»، بدین ترتیب است که می‌توان داوری کرد که رژیم مطلقه فقاهتی حاکم جهت نجات از ابربحران اقتصادی موجود (در این شرایط که خامنه‌ای حاضر نمی‌شود از صندوق ذخیره ارزی جهت جبران کسری بودجه دولت در سال 98 برداشت نماید) راهی جز اجرای این پروژه (افزایش 300 درصدی قیمت بنزین) باقی نمی‌ماند. مع الوصف در این رابطه بود که خامنه‌ای از روز یک شبه مورخ 26/08/1398 در مقدمه درس خارج خود به صورت عریان و تمام قد در حمایت این پروژه بلند شد؛ و آب پاک بر روی دستان دو جناح به اصطلاح اصول‌گرا و اصلاح‌طلب درون حکومتی ریخت که در جهت بسترسازی انتخابات مجلس یازدهم به نفع خود، در جلسه غیر علنی روز یکشنبه مورخ 26/08/1398 مشغول تصویب طرح سه فوریتی جهت متوقف کردن پروژه افزایش 300 درصدی بنزین بودند که البته با طرح پیام خامنه‌ای به آنها که گفته بود که نمایندگان مجلس نباید در این پروژه دخالت بکنند؛ و حمایت تمام قد خامنه‌ای از پروژه افزایش قیمت بنزین، تمام رشته‌های آنها پنبه شد.

فراموش نکنیم که خامنه‌ای در سخنرانی خود معترضین این پروژه را اغتشاش‌گر خواند و قیام آنها را محکوم کرد و مانند نماز جمعه 30 خرداد سال 88 چراغ سبز جهت سرکوب این خیزش به دستگاه‌های چند لایه‌ای سرکوب‌گر وابسته به حزب پادگانی خود داد. اضافه کنیم که یک هفته قبل از این خیزش خامنه‌ای در مراسم دانشگاه افسری ارتش، حتی خطاب به ارتش گفت که باید آماده مقابله و سرکوب فتنه بشوید. قابل ذکر است که فتنه در دیسکورس رژیم مطلقه فقاهتی در 40 سال گذشته «دلالت بر اعتلای خیزش و جنبش‌های عدالت‌خواهانه و آزادی‌خواهانه پائینی‌های جامعه ایران می‌کند که در نوک پیکان آنها سه حرکت اعتراضی جنبش سبز 88 و خیزش دی‌ماه 96 و آبان‌ماه 98 قرار دارند.»

4 - قطع ارتباط اینترنتی یا ایجاد زندان اینترنتی به مدت یک هفته برای جامعه ایران از خودویژگی خیزش آبان‌ماه 98 می‌باشد، چرا که رژیم مطلقه فقاهتی در چارچوب تجربه دستگاه‌های سرکوب‌گر خود در جریان جنبش سبز 88 و خیزش دی‌ماه 96 و به خصوص جنبش کامیونداران در سال 97 دریافته بود که «تنها عامل پیوند و سازماندهی و اطلاع‌رسانی کنش‌گران عرصه جنبش‌ها و خیزش‌های درونی کشور، شبکه‌های اجتماعی و اینترنتی می‌باشند». لذا به همین دلیل بود که به موازات اعتلای خیزش آبان‌ماه 98 از روز یکشنبه 26/08/1398 اینترنت کشور را قطع کردند و زندان اینترنتی بر جامعه ایران تحمیل نمودند. البته در این رابطه منهای قطع رابطه کنش‌گران عرصه میدانی خیزش آبان‌ماه 98 روزانه بیش از 61 میلیون دلار ضرر و زیان اقتصادی روی دست مردم ایران گذاشتند.

ادامه دارد