سرسخن

سال 1404 بر مردم ایران چگونه گذشت؟

 

سال 1404 سال نخستین جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران بود.

سال 1404 سال چهارمین خیزش در ایران بود.

سال 1404 سال کاهش حداکثری درآمد سرانه و تولید ناخالص داخلی بود.

سال 1404 سال بحرانی شدن کمبود برق و گاز و آب بود، سالی که تشدید کمبود برق و گاز و آب، وضعیت تولید و اشتغال را بسیار بحرانی کرد. سالی که زیان روزانه قطعی برق در بخش صنعتی به 9843 میلیارد تومان رسید. سالی که تنها صنعت فولاد به خاطر قطعی برق روزانه 9 میلیارد و 800 میلیون دلار متضرر شد.

سال 1404 سالی که به موازات بحرانی شدن کمبود برق و گاز و آب، ما با رشد منفی بخش‌های صنعت و کشاورزی روبرو شدیم. بسیاری از دامداری‌ها و مرغداری‌ها به دلایل متعددی از جمله افزایش هزینه‌های کمبود گاز و برق و آب به تعطیلی کشیده شدند. کاهش تولید کشاورزی همچنین منجر به وابستگی بیشتر به واردات برخی از اقلام اساسی به خارج شد.

سال 1404 سال رشد منفی بخش‌های صنعت و کشاورزی بود.

سال 1404 سال کاهش شدید سرانه ملی بود. زیرا سرانه درآمد داخلی به چیزی حدود 600 دلار رسید.

سال 1404 سال فرار سرمایه زیرا تعمیق بحران اقتصادی و سیاسی در این سال رکورد شکست. براساس آخرین آمارهای رسمی منتشره از بانک مرکزی میزان فرار سرمایه از کشور به بیش از 30 میلیارد دلار رسید.

سال 1404 ارزش دلاری بورس تهران به 80 میلیارد دلار رسید.

سال 1404 حجم کل نقدینگی به 14023 تریلیون تومان رسید (هر تریلیون، هزار میلیارد تومان است).

سال 1404 پایه پولی با 42 درصد افزایش نسبت به سال گذشته در دی‌ماه 1403 رسید. اهمیت افزایش پایه پولی از این روست که بر اساس آمارهای رسمی، افزایش هر یک ریال در پایه پولی، منجر به افزایش 8 ریال نقدینگی می‌شود.

در سال 1404 عمده بانک‌های ایران ورشکسته شدند، به گفته رئیس مرکز پژوهش مجلس رژیم، «زیان انباشته شبکه بانکی بالغ بر 700 تریلیون تومان است و در طول یکسال بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی به بیش از 70 درصد افزایش یافته است. این جدای از بدهی 700 هزار میلیارد تومانی است که دولت به سازمان تأمین اجتماعی بدهکار می‌باشد.

در سال 1404 تورم و کاهش ارزش پول به حدی افزایش پیدا کرد که «برای فهمیدن ابعاد وحشتناک آن تنها کافی است که بدانیم قیمت یک دلار در دی‌ماه 1404 به 150000 تومان هم رسید که اگر با یک دلار آمریکا در سال 56 که قیمت آن 7 تومان بوده، مقایسه کنیم، در طول 5 دهه گذشته دلار آمریکایی، 21429 برابر شده است.»

سال 1404 سال حذف یارانه‌هایی است که از زمان اکبر هاشمی رفسنجانی شروع شده بود، در زمان محمود احمدی نژاد تحت عنوان هدفمندی یارانه به اوج خود رسید و در زمان ابراهیم رئیسی این حذف یارانه‌ها تحت عنوان جراحی اقتصادی ادامه پیدا کرد و بالأخره در زمان مسعود پزشکیان برای حذف تتمه مانده یارانه با عنوان «حذف یارانه در رأس و پرداخت آن در انتها» مطرح گردید. حذف یارانه یعنی افزایش سرسام آور تورم و گرانی کمرشکن به طور مستقیم، از همین سیاست حذف یارانه‌ها نشات می‌گیرد.

در سال 1404 تشدید مدام بحران اقتصاد رکود تورمی و کوچک‌تر شدن سفره‌ها با شدتی بیشتر از سال‌های گذشته ادامه پیدا کرد و در این سال بحران اقتصادی رکود-تورمی با شدت ادامه یافت. فقر، بیکاری، سقوط ارزش پول ملی و افزایش پی در پی قیمت دلار و طلا و ریزش طبقه متوسط به اعماق دره فقیر جامعه ایران ادامه پیدا کرد.

در سال 1404 سیاست‌های اقتصادی رژیم مطلقه فقاهتی بار مضاعفی بر شانه زحمتکشان جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران و حتی طبقه متوسط گردیده است. فساد گسترده تحریم‌های اقتصادی و سیاست‌های ماجراجویانه رژیم بر اقتصاد ویران کشور بیش از پیش خود را آشکار ساخته است. برای اینکه درک روشنی و دقیق‌تری از ابعاد بحران اقتصادی در سال 1404 و تأثیر آن در گسترش فقر میان توده‌ها داشته باشیم، تنها کافی است نگاهی داشته باشیم به کاهش درآمد سرانه تولید ناخالص داخلی. زیرا تولید ناخالص داخلی در کشور ایران، به عنوان کشوری که نفت و محصولات مشتق از آن نقش بزرگی در اقتصاد دارند و همواره متأثّر از ب‌های نفت و میزان فروش این محصولات در بازارهای جهانی می‌باشد. بنابراین اگر برای نمونه بانک جهانی در سال‌هایی از رشد اقتصادی در ایران خبر می‌دهد، عموماً این موضوع نتیجه افزایش درآمدهای نفتی است مانند دوران محمود احمدی نژاد که ب‌های نفت رکورد خود را زد (فراموش نکنیم در دوران دولت احمدی نژاد تنها ب‌های نفت حاصل فروش آن 200 دلار بود).

در سال 1404 با اینکه مسعود پزشکیان در زمان کاندیداتوری ریاست جمهوری به مردم ایران قول داده بود که «قیمت بنزین در دولت او افزایش پیدا نمی‌کند ولی کمتر از 18 ماه از دولتش نگذشته بود که با تصویب کابینه‌اش، بنزین رسماً گران شد و بر اساس مصوبه کابینه پزشکیان از 15 آذر ماه 1404 نرخ بنزین با کارت اضطراری جایگاه به 5000 تومان می‌رسد». طبق این مصوبه، سهمیه اول و دوم به ظاهر با قیمت‌های 1500 و 3000 تومان عرضه خواهد شد اما قیمت بالفعل بنزین در دسترس، در واقع با تردستی به 5 هزار تومان افزایش یافته است.

در خصوص افزایش بنزین رضا سپهوند عضو مجلس رژیم در اول آذر گفت: «چطور می توان یکباره قیمت بنزین را افزایش داد و تبعات اجتماعی مانند سال 98 ایجاد کرد؟» سایت حکومتی رویداد 24 نیز ساعاتی پس از اعلام گرانی بنزین نوشت: «با گرانی بنزین، دولت پزشکیان بلاخره قورباغه را قورت داد». این سایت می‌نویسد «گرانی بنزین تصمیمی که برخی در باره تبعات اجتماعی آن هشدار می‌دادند و عده‌ای دیگر آن را تصمیمی سخت اما ناگزیر برای دولت می‌خواندند است»، بسیاری با باز نشر اظهارات پزشکیان در آبان 98، «در انتقاد از تصمیم دولت وقت برای افزایش یکباره قیمت بنزین، به وی هشدار دادند که این تصمیم می‌تواند تبعاتی همچون اعتراضات آبان 98 را به دنبال داشته باشد و به جز مساله واکنش‌های اجتماعی تأثیر غیرقابل انکار بر سفره‌های مردم را نیز مرور کردند.

در سال 1404 چرخه عمدی فقر بر پایه کسری بودجه صورت رسمی پیدا کرد. مسعود پزشکیان روز 24 آبان با اذعان به چرخه عمدی تولید فقر گفت: «کسری بودجه یعنی چاپ پول، چاپ پول یعنی تورم تا این را هم درست نکنیم هیچ چیز درست نمی‌شود. وقتی دولت کسری بودجه می‌آورد، مجبور است، پول چاپ کند و وقتی پول چاپ کردند، گرانی به وجود می‌آید و فشار و تورم فشارش به گرده افراد محروم و فقیر و بیچاره می‌افتد». اقتصاد آنلاین در روز 25 آبان 1404 گزارش داد: «خط فقر در ایران از مرز 55 میلیون تومان عبور کرده است». روزنامه اطلاعات در 21 آبان نوشت: «درآمد ماهانه 60 میلیون تومان در ماه برای یک خانواده چهار نفره، به عنوان خط فقر شناخته شده است». اقتصاد نیوز در 24 آبان 1404هشدار داد، «سفره‌ها هر روز بیشتر آب می‌رود». رفیع مجری تلویزیون در 21 آبان 1404 سطوح مختلف خط فقر را چنین فهرست کرد:

الف – درآمد ماهیانه 50 میلیون تومان، خط فقر شدیدالحن.

ب – درآمد ماهیانه 40 میلیون تومان، خط فقر عجیب.

ج – درآمد ماهیانه 30 میلیون تومان، خط فقر محیر العقول.

د - درآمد ماهانه 25 میلیون تومان، خط فقر دو قدم مانده به بدبختی و بیچارگی.

و – درآمد ماهیانه 20 میلیون تومان، خط فقر موزه‌ایی.

ز - درآمد ماهیانه 15 میلیون تومان، خط فقر قابل جست جود در لابلای سنگواره‌ها و فسیل‌ها.

ح – درآمد ماهیانه 10 میلیون تومان، خط فقر بی‌کفنی.

قنبری، معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی رژیم روز 23 آبان 1404 اعتراف کرد که «جز ده میلیون نفر، همه مردم به سختی امروز و فردا می‌کنند». راغفر کارشناس اقتصادی در 25 آبان 1404 «چرخه عمدی تولید فقر را جنایت علیه مردم توصیف کرده» و می‌گوید: «آن‌هایی که تصمیم می‌گیرند قیمت ارز را ببرند بالا، گروه زیادیی را از طبقه متوسط به زیر خط فقر می‌ریزد. ادامه چنین برنامه‌هایی این خصوصی‌سازی‌ها و افزایش قیمت ارز واقعاً یک جنایت است. ارز 1200 تومانی یک جنایت است علیه مردم ایران.»

در سال 1404 با حذف ارز ترجیحی از ابتدای زنجیره تأمین قیمت کالاها برای دارندگان کالا برگ توسط دولت مسعود پزشکیان در سال 1404، ارز ترجیحی 28 هزار و 500 هزار تومانی به طور کامل از زنجیره تأمین حتی برای کالاهای اساسی و ضروری مثل تخم مرغ و گوشت مرغ و غیره حذف گردید. همچنین همراه با این حذف ارز ترجیحی دوباره موج جدیدی از گرانی راه افتاد اما دولت مسعود پزشکیان با تأسّی از دولت محمود احمدی نژاد برای پوشاندن عمق فاجعه به کلید واژه «کالا برگ» متوسل شد و با تثبیت حذف ترجیحی در سال 1404، گوشت از سفره زحمتکشان ایران حذف شد، همان طوری که برنج و لبنیات و میوه حذف شدند.

در سال 1404 بحران بهداشت و درمان در ایران مانند دیگر بحران‌های رژیم مطلقه فقاهتی در کشور ایران جاری و ساری شد. زیرا نظام بهداشت و درمان یک کشور آینه‌ای است که سلامت جامعه را بازتاب می‌دهد. در رژیم مطلقه فقاهتی سلامت میلیون‌ها شهروند در مخاطره جدی است. از گرانی سرسام آور دارو گرفته تا کمبود امکانات درمانی، از بار سنگین هزینه‌های پزشکی که بر دوش مردم است گرفته تا کاهش مستمر بودجه بخش سلامت، همگی نشان از بحران عمیق بهداشت و درمان در ایران دارد که بودن تردید ریشه این بحران در سیاست‌های اقتصادی و اولویت بندی‌های ضد مردمی رژیم دارند. یکی از بارزترین مشکلات سلامت ایران، گرانی فزاینده و کمبود داروهای حیاتی است.

طبق گزارش‌های منتشر شده در قیمت برخی داروها در سال جاری تا 400 درصد افزایش یافته است. علاوه بر گرانی، کمبودهای داروهای حیاتی نیز به یک معضل جدی تبدیل شده است. سیاست کاهش واردات شامل داروهای دیالیز، هموفیلی، تالاسمی، ام اس و سرطان و غیره می‌شود که اقلام آن‌ها از 122 به 35 قلم کاهش یافته است. آمار رسمی نشان می‌دهد که شش میلیون بیمار در ایران وجود دارد که برخی از آنان به سرطان، ام اس، دیابت و سایر بیماری‌های صعب العلاج هستند. بر اساس گزارش‌ها بسیاری از 70 هزار بیماری‌ام اس برای تهیه دارو مجبور به اخذ 100 هزار تومان وام از بانک‌ها می‌شوند، یکی از تلخ‌ترین حقایق، پرداخت بالای هزینه‌های درمانی از جیب مردم است.

وزیر بهداشت در گزارش به مجلس اعتراف کرد که «مردم 70 درصد از هزینه‌های درمان خود را از جیب خود می‌پردازند. این در حالی است که طبق برنامه چهارم باید 70 درصد توسط مردم پرداخت شود». ایران دومین کشور دنیا است که مردمش بالاترین هزینه درمان را به عهده دارند. این در حالی است که حدود 16 درصد مردم پوشش هیچگونه خدمات بیمه‌ای نیستند. بر اساس گزارش‌ها، تعداد تخت بیمارستانی در کشور از شاخص جهانی کمتر است. در شرایط اضطراری و جنگی اخیر، عمل‌های جراحی غیر اضطراری به تعویق افتاد تا ظرفیت برای مراجعات اورژانسی آزاد شود.

پایان

نشر مستضعفین 200 - اول اسفند ماه

  • آگاهی
  • آزادی
  • برابری