سر سخن
خیزش دیماه 1404 به کدام سو حرکت میکند؟
روز دوشنبه هشتم دیماه 1404 با اعتراض بازار کامپیوتر و موبایل و طلا فروشان در برابر ساختمان علاء الدین (تقاطع خیابان جمهوری با حافظ) استارت خیزش دیماه 1404 زده شد و در ادامه این اعتراض خیابانی همراه با بستن مغازهها بود که در ادامه آن به بازار طلا فروشان تهران در سبزه میدان منتقل گردید و از آنجا به شهرک ملارد با ادامه پیدا کرد.
تا این مرحله حرکت اعتراضی بازاریان برای تثبیت قیمت دلار و طلا بود، از بعد از این مرحله که این حرکت به شهرهای نیریز و مرودشت فارس و بعداً به شهرهای فولادشهر و نجف آباد اصفهان و در ادامه به شهر ایذه خوزستان و شهر ملک شهر ایلام و از آنجا به مشهد و غیره که همچنان نیز ادامه دارد، جوهر اولیه این حرکت بازار بود که «به صورت اعتراض نسبت به عدم تثبیت نرخ دلار و نرخ طلا است و البته بازار همچنان اعتراض نسبت به عدم تثبیت دلار و طلا ادامه میدهد و اعتراض خود را هم به صورت اعتصاب و بستن مغازهها نشان میدهد.»
نکته قابل توجه اینکه «بدون اینکه اعتراض کنندگان بازار بخواهند و بدانند، این اعتراض به صورت جرقهای در آمد و به انبار باروت خشم گرسنگان و بیکاران و فقیران و تهیدستان جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران افتاد و بدل به آتش فراگیر در کل کشور از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق گردید». این جرقه در تهران ابتدا از خوابگاه دانشگاه تهران، دانشگاه بهشتی، دانشگاه علم صنعت و دانشگاه شریف شروع شد و از آنجا به استان فارس و استان ایلام و استان خوزستان و استان لرستان و استان اصفهان و... غیره منتقل گردید و رفته رفته به صورت سیاسی و یک خیزش بزرگ قهرآمیز تبدیل گردیده است.
دولت پزشکیان ابتدا تلاش کرد تا با تغییر رئیس بانک مرکزی و آوردن دوباره ناصر همتی به بانک مرکزی، جلو کاهش ارزش پول ملی کشور و بالا رفتن قیمت دلار و طلا را بگیرد، ناصر همتی در ابتدای ورود به بانک مرکزی «به مردم و بازاریان قول داد که در حداقل زمان جلو ریزش و کاهش ارزش پول ملی کشور و افزایش قیمت دلار و طلا را بگیرد اما این وعده ناصر همتی تنها در حرف باقی ماند و دلار و طلا از فردای همان روزی که او به بانک مرکزی رفت، با شدت بیشتری رو به افزایش نهاده است» و دیگر از مصاحبه و قول همتی هم خبری نیست.
این روند همچنان ادامه داشت. به طوری که روز بعد از ارائه لایحه بودجه توسط دولت پزشکیان به مجلس (یعنی روز چهارشنبه سوم دیماه) بازار تهران شاهد رکورد تازهای از نرخ دلار شد، زیر نرخ دلار با شتابی بیش از روز قبل بود و از ساعات اولیه روز سه شنبه سوم دیماه 1404 با بازگشایی بازار ارز، نرخ طلا از مرز 14 میلیون و 500 هزار تومان به ازای هر گرم طلا با عیار 18 و سکه امامی هم با بهای 152 میلیون و 500 هزار تومان در بازار معامله میشد.
این رویداد افزایش دلار و طلا باعث گردید که آنچنانکه فوقا مطرح کردیم، «حرکت بازار تهران در سه منطقه علاءالدین و شوش و سپهسالار دست به تظاهرات بزنند و جرقه خیزش دیماه 1404 ایجاد کنند.»
در ادامه گسترش خیزش دیماه 1404، در روز 11 دیماه برای اولین بار خامنهای به صحنه آمد و در باب این خیزش گفت، «در خصوص این اعتراضها و اغتشاشات باید این دو دسته را از هم جدا کرد، اعتراضات حق مردم و بازار است و دولت باید پاسخگوی باشد. اما اغتشاشات باید آنهارا سر جایشان نشاند». خامنهای در مقدمه این تفکیک ابتدا به تعریف و تمجید بازاریان پرداخت و گفت «بازاریان از آغاز تا حال پاسدار اسلام بودهاند و همیشه از اسلام دفاع کردهاند اما در این شرایط به علت گران شدن قیمت ارز و طلا وضعیت آنها به هم ریخته و معترض هستند که نمیتوانند با این وضعیت دلار و طلا کار کنند»، خامنهای به دفاع از بازاریان پرداخت و گفت «این اعتراض حق بازاریان هست و دولت محترم و سران سه قوه باید شرایط دلار و طلا را تثبیت کنند تا بازار برای کار اقتصادی آنها مهیا گردد.»
علی هذا، از فردای سیزدهم دیماه 1404 به خاطر موضع سرکوب خیزش خامنهای، دامنه خیزش گسترش بیشتر پیدا کرد و دستگاههای سرکوبگر رژیم به انواع روش جهت سرکوب کنشگران خیزش وارد عمل شدند. البته خامنهای در روز 19 دیماه هم باز در سخنرانیاش به موضوع اغتشاشات پرداخت و گفت، «در برابر حرکت اینها نباید یک قدم عقب نشست». در این سخنرانی همچنین به سخنان ترامپ در خصوص حمایت از کنشگران خیزش اشاره کرد و به او حمله کرد و گفت، «در جنگ 12 روزه اسرائیل و آمریکا با ایران که بیش از هزار نفر کشته شدند به دستور این مرد بوده است» و در خصوص حمله به ونزوئلا هم گفت «این نشان دهنده ماهیت تجاوزگرانه او میباشد.»
باری، با گسترش قهر و سرکوب کنشگران توسط دستگاههای سرکوبگر رژیم مطلقه فقاهتی، این امر باعث گردید تا خود کنشگران این خیزش هم وارد خشم قهر بیشتر بشوند، مع هذا، «از اینجا بود که کشتار کنشگران در شهرهای نیریز و مرودشت فارس شروع گردید و از آنجا به ملک شهر، ایلام و ایذه خوزستان و غیره ادامه پیدا کرد، دستگیری در کنار کشتار با همان شدت شکل گرفت، زخمی ها هم در بیمارستانها مورد حمله و گاز اشک آور قرار میگرفتند.»
عنایت داشته باشیم که موضوع دیگری که بر آتش خیزش دیماه 1404 افزود، «لایحه بودجه 1405 دولت پزشکیان بود که روز سه شنبه دیماه 1404 به مجلس ارائه کرد». در این لایحه افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان در سال 1405 با 20 درصد پیشبینی کرده است، حذف ارز ترجیحی موضوع دیگری است که در لایحه 1405 دولت مسعود پزشکیان مطرح شده است که بدون شک خود حذف ارز ترجیحی به معنای شوک و تشدید جهشی تورم کالاهای اساسی مانند گوشت، مرغ و تخم مرغ و غیره میشود. لذا لایحه بودجه 1405با ظاهر انقباضی و افزایش حقوق 20 درصدی و افزایش مالیاتی و به خصوص مالیات ارزش افزوده از 10 درصد به 12 درصد این همه مانند بنزینی بود که بر آتش خیزش دیماه 1404 ریخته میشد.
نکته قابل توجه در این رابطه اینکه دولت پزشکیان برای اینکه به خیال خود تا اندازهای بتواند جلو عصیان مردم در این رابطه بگیرد، برابر حذف ارز ترجیحی و افزایش 50 درصد تخم مرغ و گوشت از روز یکشنبه 14/10/1404، اعلام کرد که به 80 میلیون نفر ماهانه مبلغ یک میلیون تومان پرداخت میکند. یادمان باشد که این کار پزشکیان هم مانند دیگر کارهایش شیپور از دهان گشادش دمیدن است. در خصوص مشخصات خیزش دیماه 1404 تا این زمان که مدت 11 روز از حیات خیزش 1404 میگذرد، آنچه میتوانیم فرموله شده مطرح کنیم اینکه:
اولاً این حرکت یک حرکت خیزشی خود به خودی، بدون سازماندهی و بدون رهبری درونی و بیرونی و بدون برنامه و تاکتیک و استراتژی میباشد، نه حرکت خودجوش، جنبشی، خودسازمانده و خودرهبر تکوین یافته جمعی از پائین.
ثانیاً آنچنانکه ما در سرمقاله اول فروردین 1402 نشر مستضعفین (ارگان عقیدتی، سیاسی و جنبشی، جنبش پیشگامان مستضعفین ایران) مطرح کردیم پس از خاموش کردن ابر خیزش ملی پائیز 1401، خیزش بعدی «خیزش گرسنگان و تهیدستان و بیچارگان» ایران خواهد بود بنابراین از اینجاست که باید بگوئیم موضوع این ابر خیزش، مانند ابر خیزش ملی دیماه 1396 و ابر خیزش ملی آبان 1398 «خیزش گرسنگان و تهیدستان و بیچارگان است.»
ثالثاً بیشتر کنشگران این ابر خیزش ارتش 4 میلیون نفری بیکاران و حاشیه نشینان و تهیدستان میباشند.
رابعاً تا این زمان که این نوشته نگارش میشود (روز یازدهم جنبش)، مشخصه عدم سازماندهی و عدم رهبری دینامیک و پراکندگی کنشگران مانند خیزشهای دیماه 96 و آبان 98 و پائیز 1401، میباشند. در صورتی که اگر مانند خیزش 1357، «جنبش کارگری و معلمان و دانشجوئی و غیره به صورت سازمان یافته به این خیزش بپیوندند، شرایط برای استحاله حرکت خیزشی به حرکت جنبشی فراهم میگردد.»
خامسا یکی از آسیبهای این خیزش فقدان مبارزه اعتصاب کارگری و کارمندی (منهای اعتصاب بازار) و حرکت به صورت تک مؤلفهای خیابانی میباشد.
سادساً عدم ریزش نیروهای امنیتی اعم از نیروهای انتظامی و سپاه و بسیج و غیره به ابر خیزش 1404 نیروهای سرکوبگر رژیم مطلقه فقاهتی در سرکوب کنشگران این خیزش یک دست بودند. فراموش نکنیم که یکی از عوامل مهمی که باعث پیروزی انقلاب 57 گردید، ریزش نیروهای پلیس و ارتش رژیم کودتایی و مستبد پهلوی به خیزش مردم و عدم فرستادن سربازی توسط طرف مردم بود زیرا این مهم قدرت سرکوبگری رژیم پهلوی کاهش داد. نمایش تانکهای فاقد هر گونه عملکردی در خیابانها و خالی بودن یگانهای انتظامی و نظامی از نیروها، یکی از عوامل فرو ریختن رژیم کودتایی و مستبد پهلوی بود.
سابعاً در خصوص شعار ابر خیزش 1404، باید بگوئیم که این ابر خیزش «شعار واحد مشخصی اثباتی (نه نفی) ندارد که این موضوع شبیه خیزش 57 و دیماه96 و آبان ماه 98 و پائیز 1404 میباشد». شعارهای نفیای خیزش 1404عبارت هستند از «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنهای»، «مرگ بر ستمگر - چه شاه باشه چه رهبر»، «خود این شعارها منفی نشان میدهد که جوهر این خیزش مانند خیزشهای قبلی یک جوهر ضد استبدادی میباشد اما به لحاظ اثباتی هیچگونه ایده مشخص ندارند.»
بلحاظ کنش کنشگران تا این زمان که 11 روز از حیات این خیزش میگذرد، تمام کنش آنها صورت خود به خودی و عکس العملی دارد، این خصوصیت کنشی آنها باعث گردیده است که مانند خیزشهای گذشته، رژیم بتواند به راحتی حرکت آرام آنها را به خشونت آنتاگونیسم بکشاند. علی هذا تا این زمان که 11 روز از حیات این خیزش میگذرد بیش از هزاران نفر کشته و بیش از 5 هزار نفر دستگیر و بیش از دو هزار نفر هم زخمی شدهاند.»
ثامناً بلحاظ طبقاتی کنشگران در یک سطح نیستند، دلیل آن هم این است که بر خلاف خیزشهای گذشته، بورژوازی و خرده بورژوازی بازار در استارت اولیه این خیزش و اعتصاب بازار نقش دارد البته ارتش 4 میلیونی بیکاران و حاشیهنشینان مانند خیزشهای قبلی نقش محوری دارند.
تاسعا مشخصه دیگر این خیزش این است که مانند خیزش دیماه 96، ابتدا از شهرهای کوچک مانند نیریز، مرودشت، ملارد، نجف آباد، فولاد شهر، ایذه و ملک شهر و غیره رشد کردند و بعد از آن به شهرهای بزرگ مثل مشهد و اصفهان و تهران غیره رسیدند.
عاشرا مشخصه دیگر این خیزش جوان بودن کنشگران هست که عامل آن حضور ارتش بیکاری چهار میلیون نفری در این خیزش است.
نکته مهمی که در حرکت خیزش 1404 قابل توجه است اینکه از روز یازدهم حیات این خیزش، به علت دخالت نیروهای سیاسی کردستان و مجاهدین خلق بعضا استفاده از سلاح گرم، این امر به علت اینکه باعث «بالا رفتن هزینه مبارزه گردید»، بخشی از تودههای مردمی از این خیزش جدا شدند. فراموش نکنیم آنچنانکه در شمارههای گذشته نشر مستضعفین مطرح کردهایم، «حضور تودهها در مبارزه جنبشی و خیزشی برای زندگی کردن بهتر است، نه برای کشته شدن و زخمی شدن» لهذا تنها بستری که میتواند شرایط برای حضور گسترده تودهها مردم (مانند خیزش 57) فراهم نماید، کاهش هزینه مبارزه میباشد.
معنای دیگر این حرف این است که به موازات افزایش هزینه مبارزه، تودهها از صحنه مبارزه خیزشی و جنبشی کناره گیری میکنند. قابل توجه است که یکی از مکانیسمی که رژیم مطلقه فقاهتی جهت سرکوب خیزشها به کار میبرد، همین که مبارزه را به صورت قهری و آنتاگونیسیمی درآورد زیرا دستگاههای سرکوبگر رژیم مطلقه فقاهتی بدین ترتیب میتواند کنشگران خیزش را منفرد و از تودهها جدا نمایند.
پایان
