سرمقاله:

در انتخابات 11 اسفند 1402 خبرگان رهبری ششم  و مجلس دوازدهم رژیم مطلقه فقاهتی حاکم «ولایت‌فقیه» با «ولایت سلطانی» پیوند پیدا کردند

 

انتخابات 11 اسفند 1402 نمایندگان خبرگان رهبری ششم و نمایندگان مجلس دوازدهم در شرایط خودویژه و تندپیچ عمر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم صورت گرفته است، که قطعاً با انتخابات قبلی متفاوت می‌باشند چرا که:

اولاً خامنه‌ای در این شرایط احساس می‌کند که مرگش نزدیک شده و لذا در طول چهار سال آینده عمر مجلس دوازدهم و خبرگان رهبری ششم، این دو مجلس نقشی تعیین کننده در انتخاب جانشینی او دارند.

ثانیاً خامنه‌ای خوب می‌داند که با فوت او چارچوب رژیم مطلقه فقاهتی حاکم در خطر همه جانبه قرار می‌گیرند زیرا از یک‌طرف «به‌لحاظ جایگاه کاریزمایی که او در پیوند نهادهای مختلف این رژیم دارد، طبیعتاً جانشین او هر که باشد به‌خاطر اینکه فاقد کاریزمای او می‌باشند، لذا نمی‌توانند شرایط پیوند نهادهای رژیم حفظ کنند». از طرف دیگر به موازات متزلزل شدن ثبات رژیم «در خلأ خامنه‌ای شرایط برای اعتلای حرکت‌های اعتراضی که در طول 35 سال گذشته توسط خامنه‌ای سرکوب‌شده‌اند فراهم می‌گردد.»

ثالثاً در صورتی که جناح‌های رقیب در خلأ او بتوانند رهبری را به‌دست بیاورند، «تمامی سیاست‌های داخلی و خارجی رژیم مطلقه فقاهتی حاکم دچار تغییر اساسی می‌شوند و این تغییر سیاست داخلی و خارجی توسط جناح رقیب او می‌تواند جایگاه نهادهای اساسی رژیم مثل سپاه تغییر بدهد»، و به‌قول شیخ حسن روحانی «سپاه بر می‌گردد به پادگان‌ها» و به‌قول احمدی‌نژادی «برادران قاچاقچی بر می‌گردند به پادگان‌های‌شان». مع‌هذا، به همین دلیل خامنه‌ای برای اینکه بتواند ارگان‌های رژیم را بعد از مرگ‌اش ثابت نگه دارد و دچار تغییر و تحول نشود «باید جانشینی را در خانواده خودش بلوکه نماید و شرایط برای جانشینی فرزندش مجتبی خامنه‌ای قبل از مرگش فراهم نماید.»

در این رابطه است که برای انجام این مقصود، خامنه‌ای «نیازمند به یک مجلس خبرگان رهبری و یک مجلس شورای اسلامی یکدست تابع مجتبی خامنه‌ای است» و از اینجا است که توسط «فیلترینگ شورای نگهبان دست‌ساز خودش و توسط مهندسی کردن انتخابات از پایین و بالا در انتخابات 11 اسفند 1402 اقدام کرد». در نتیجه همین امر باعث گردید که در طول 45 سال گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی، برای اولین بار او به خبرگان رهبری یک دستی که تابع مجتبی خامنه‌ای می‌باشد، دست پیدا کرد و توسط آن جانشینی مجتبی خامنه‌ای گارانتی شد.

در خصوص مجلس دوازدهم در انتخابات 11 اسفند 1402 «توانست به یک مجلس یک دست در برابر دولت ابراهیم رئیسی دست پیدا کند». لازم به ذکر است که مجلس پادگانی یازدهم اگرچه در آغاز به حمایت صد در صد از دولت ابراهیم رئیسی پرداختند، اما با شروع کار دولت رئیسی، «یک‌دو دستگی در بین شان ایجاد شد به‌طوری‌که یک تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس یازدهم در برابر دولت ابراهیم رئیسی قرار گرفتند و مانع از خودمختاری دولت ابراهیم رئیسی شدند،» که البته خامنه‌ای در این رابطه بارها برای نمایندگان مخالف دولت رئیسی خط و نشان کشید «و در جریان انتخابات مجلس دوازدهم آنها را در برابر صافی فیلترینگ شورای نگهبان دست‌ساز خودش قرار داد». علی ایحال، حاصل این انتخابات این شد که «خامنه‌ای توانست برای اولین بار به پروژه یکدست کردن تمامی قدرت در دست خودش دست پیدا کند اگر چه این یکدست کردن باعث گردید که در انتخابات خبرگان رهبری از حسن روحانی تا صادق لاریجانی فیلتر بشوند و در انتخابات مجلس باعث گردید که تمامی نمایندگان مخالف دولت ابراهیم رئیسی در مجلس پادگانی یازدهم توسط شورای نگهبان تصفیه بشوند.»

آنچه در این انتخابات مهم بود اینکه «شورای نگهبان شرط گزینش نمایندگان دو مجلس تایید رهبری مجتبی خامنه‌ای پس از خامنه‌ای بود که همین مسئله باعث گردید تا مجتبی خامنه‌ای که تا این زمان از نظر مردم در پستو خانه اسرار به سر می‌برد، رونمایی شود» و خود مجتبی خامنه‌ای «رسماً لیست تابعین خودش در مجلس خبرگان رهبری معرفی کرد» از اینجاست که می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که این انتخابات علاوه بر یک دست کرد ن قدرت در دست خامنه‌ای، او توانست به تعیین جانشینی خودش و به ارث گذاشتن قدرت در خانواده‌اش (همان کاری که خمینی از آن پرهیز می‌کرد و خود هرگز حاضر به انجام آن نشد،) دست پیدا کند، از اینجاست که می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که «انتخابات 11 اسفند 1402 نقطه آغاز استحاله نظام ولایت‌فقیه به نظام سلطانی می‌باشد.»

یادآوری می‌کنیم که در «مقایسه بین نظام ولایت‌فقیه خمینی با نظام ولایت سلطانی شاه در رژیم گذشته تنها اختلاف عدم به ارث گذاشتن حکومت در خانواده ولی فقیه مطلقه بوده است که در انتخابات اخیر این اختلاف حل شد و نظام ولی فقیه توانست به نظام ولایت سلطانی پیوند پیدا کند» چراکه «هم در نظام سلطانی گذشته و هم در نظام ولایت فقیه خمینی قدرت به‌طور کامل متمرکز می‌باشد و در دست شاه و یا ولی فقیه قرار دارد». علت اینکه خامنه‌ای می‌خواهد مجتبی را به جانشینی خود انتخاب کند عبارت است از اینکه:

اولاً خامنه‌ای می‌خواهد ارگان‌های قدرت در شکلی که هست باقی بماند.

ثانیاً خامنه‌ای می‌خواهد که بعد خودش هسته سخت رژیم به همین شکل بندی که دارد یعنی بر پایه سپاه و روحانیت راست سنتی (که حواریون خودش هستند) باقی بماند.

ثالثاً خامنه‌ای می‌خواهد که بعد خودش سیاست خارجی کشور در چارچوب نگاهی به شرق و تکیه بر دو ابر قدرت روسیه و چین باقی بماند و گردشی به‌طرف غرب نشود.

رابعاً خامنه‌ای می‌داند که رژیم مطلقه فقاهتی حاکم تنها در چارچوب همین نظام توتالیتر استوار بر سرنیزه می‌تواند برای مدتی دیگر پایدار بماند و هر گونه تغییر در شکل بندی حکومت به‌معنای فرو ریختن همه‌چیز می‌باشد.

خامسا خامنه‌ای به‌شدت مخالف انتقال قدرت به جناح رقیب تحت هر عنوانی می‌باشد، چرا که او در نظریه خودش به‌دنبال رسیدن به تمدن اسلامی است و انجام آن تنها در این صورت می‌داند که قدرت در خانواده خودش باقی بماند.»

باری، در خصوص مشخصات ویژه انتخابات فوق، این مشخصات عبارتند از:

الف – مشارکت حداقلی مردم در این انتخابات است. به‌طوری‌که حتی طبق گزارش مهندسی شده وزیر کشور دولت پادگانی ابراهیم رئیسی بیش از 40 میلیون از افراد مشمولین حق رأی در انتخابات فوق شرکت نکرده‌اند که البته طبق گزارش گاردین تنها 27 درصد از مشمولین حق رأی در این انتخابات شرکت کرده‌اند و طبق گزارش سایت‌های خبری داخلی، کمتر از 20 درصد مشمولین در این انتخابات شرکت کرده‌اند که همه آمارهای فوق حتی آمارهای مهندسی شده خود رژیم مطلقه فقاهتی حاکم دلالت بر این امر دارد که آمار شرکت کنندگان حتی از انتخابات اسفند 98 هم کمتر می‌باشد و این پایین‌ترین تعداد رأی دهندگان در تمامی انتخابات 45 سال گذشته عمر رژیم مطلقه فقاهتی می‌باشد.

سؤالی که در این رابطه قابل طرح است اینکه «آیا خامنه‌ای و هسته سخت رژیم مطلقه فقاهتی حاکم در این انتخابات رویکرد مشارکت حداکثری داشته‌اند یا حداقلی؟» حذف تمامی نیروهای غیر خودی‌ترین خودی‌ها تا حسن روحانی و صادق لاریجانی نشان دهنده آن است که خامنه‌ای در این انتخابات «اصلاً به مشارکت حداکثری فکر نمی‌کرده» و دلیل این هم به‌خاطر آن است که خامنه‌ای و هسته سخت رژیم تجربه‌ای که از مشارکت حداکثری دارند، نظر به اینکه طبقه متوسط شهری طرفدار جناح به‌اصطلاح اصلاح طلبان حکومتی هستند و مخالف با رویکرد خامنه‌ای و هسته سخت رژیم مطلقه فقاهتی می‌باشند، لذا به همین دلیل مشارکت حداقلی در چارچوب حداقل پایگاه اجتماعی که رژیم مطلقه فقاهتی دارد شرایط بهتری برای مهندسی کردن و انتخاب گزینشی خامنه‌ای و هسته سخت رژیم فراهم می‌نماید چنانکه در این انتخابات خامنه‌ای و هسته سخت رژیم توانستند با مهندسی کردن تمام‌عیار این انتخابات فقط «خودی‌ترین خودی‌های» خودشان وارد مجلس ششم خبرگان رهبری و مجلس دوازدهم به‌اصطلاح شورای اسلامی بکنند.

ب – دومین مشخصه انتخابات فوق اینکه به‌علت «خودی‌ترین خودی‌ها کردن نمایندگان دو مجلس فوق این امر باعث گردید که بسیاری حتی از نیروهای خودی رژیم که در طول 45 سال گذشته از هوداران پر و پا قرص رژیم مطلقه فقاهتی حاکم بودند در این انتخابات ریزش کنند» قطعاً «این امر به سود آلترناتیوهایی مثل میر حسین موسوی می‌شود که از درون خود نظام به‌صورت آلترناتیوی جدید بر علیه رژیم مطلقه فقاهتی حاکم خارج شدده اند.»

یادمان باشد که انتخابات فوق اولین انتخاباتی است که «حتی سید محمد خاتمی هم رسماً آن را بایکوت کرد». این همان سید محمد خاتمی است که در بهمن 1401 یعنی یکسال قبل بر علیه بیانیه میر حسین موسوی بیانیه صادر کرد و علناً بر ادامه راه خودش از مسیر صندوق‌های رأی رژیم مطلقه فقاهتی حاکم سخن گفت به خیال آنکه خامنه‌ای و هسته سخت رژیم مطلقه فقاهتی حاکم از پروژه یکدست کردن قدرت عقب نشینی کند و شرایط برای مشارکت آنها در انتخابات فراهم گردد.

ج - از دیگر خودویژگی این انتخابات پیام ویژه‌ای است که این انتخابات به‌تمامی شاخه اصلاح‌طلبان حکومت داد که دیگر راه اصلاح رژیم مطلقه فقاهتی حاکم از طریق صندوق‌های رأی مهندسی شده رژیم وجود ندارد. آنچنانکه فوقا مطرح کردیم، اصلاح‌طلبان حکومتی تا قبل از این انتخابات بر این باور بودند که تنها راه اصلاح رژیم از درون حاکمیت فقط و فقط از طریق صندوق‌های رأی مهندسی شده حزب پادگانی خامنه است فراموش نکنیم که بهزاد نبوی از لیدرهای اصلاح‌طلبان حکومت بارها اعلام کرده‌اند که «ما به‌جز صندوق‌های رأی موجود، راهی برای اصلاحات از درون نمی‌شناسیم.»

د - از دیگر خودویژگی‌های انتخابات فوق گستردگی «ارتش 50 میلیون نفری نافرمانی مدنی است که در 45 سال عمر گذشته رژیم مطلقه فقاهتی حاکم حتی در انتخابات اسفند 98 که چند ماه بعد از سرکوب هولناک آبان 98 توسط حزب پادگانی خامنه‌ای صورت گرفت، کمیت ارتش جنبش نافرمانی مدنی تا این حد گسترده نداشته‌است». خود این موضوع «پیامی برای پیشگامان جنبش پیشگامان مستضعفین ایران می‌باشد که دریابند که آنچنانکه ارتش عظیم جنبش نافرمانی مدنی می‌تواند استقلال هندوستان را از کف استعمارگران امپریالیسم انگلستان به‌دست بیاورد در کشور ایران هم می‌تواند عظیم‌ترین حادثه سیاسی – اجتماعی را به وجود بیاورد». عنایت داشته باشیم که «جنبش پیشگامان مستضعفین ایران در 45 سال گذشته حیات درونی و برونی خود به‌عنوان استراتژی آگاهی‌بخش توده‌ای خود بر این امر تأکید داشته که تنها با کاهش دادن هزینه مبارزه توده‌های بزرگ جامعه ایران، آنها می‌توانند وارد مبارزه بشوند. معنای دیگر این حرف آن است که هرچه هزینه شرکت در مبارزه بالا ببریم قدرت مشارکت توده‌ها در مبارزه سیاسی –اجتماعی و اقتصادی جامعه کاسته می‌شود و لذا از آنجایی که در جنبش نافرمانی مدنی هزینه مبارزه به حداقل خود می‌رسد همین امر شرایط برای حضور گسترده توده‌های جامعه را فراهم می‌نماید». سرمایه‌گذاری پیشگامان در خصوص گسترش جنبش نافرمانی مدنی باید در راستای کاهش هزینه مشارکت در مبارزه صورت بگیرد. یادمان باشد که جایگاه فردی در مبارزه جنبش نافرمانی مدنی خود باعث عدم ضربه پذیری آن می‌شود.

ه – دیگر از مشخصات انتخابات اخیر «عکس‌العمل قدرت‌های شرقی و در رأس آنها دو ابر قدرت چین و روسیه است که برای اولین بار نسبت به ثبات خط سیاسی خامنه‌ای پس از فوت او یقین پیدا کردند». به همین دلیل پیش‌بینی می‌شود که بعد از این حمایت این قدرت‌های شرقی از رژیم مطلقه فقاهتی حاکم و خامنه‌ای و جانشینی مجتبی خامنه‌ای بیشتر بشود البته به موازات آن قدرت‌های غربی و در رأس آنها آمریکا نسبت به تغییر رویکرد رژیم مطلقه فقاهتی نسبت به غرب متزلزل‌تر شده‌اند.

و - هشتمین خودویژگی انتخابات فوق «کامل شدن پروژه یک دست شدن قدرت در دست خامنه‌ای چرا که این انتخابات توانست جانشینی خامنه‌ای در انتقال قدرت گارانتی نماید.»

ز - دیگر از مشخصات انتخابات اخیر «قطبی کردن جامعه که یک قطب آن هسته سخت رژیم و خامنه‌ای با اقلیت پایه اجتماعی اندک رژیم مطلقه فقاهتی می‌باشد و قطب دیگر توده‌های عظیم جامعه بزرگ و رنگین کمان ایران هستند که به‌عنوان اپوزیسیون رژیم مطلقه فقاهتی حاکم می‌باشند» یادآوری می‌کنیم که موضوع قطبی کردن جامعه ایران برگشت پیدا می‌کند «به ابر حرکت اعتراضی ضد استبدادی 1401 که برای بیش از سه ماه در برابر رژیم مطلقه فقاهتی حاکم قرار داشتند.»

ح – دیگر از ویژگی‌هایی انتخابات اخیر اینکه این انتخابات به وضوح نشان داد که خامنه‌ای و هسته سخت رژیم مطلقه فقاهتی حاکم دیگر «در وضعیت برگشت‌ناپذیر قرار دارند و راهی برای برگشت به مردم و کسب اعتبار و مشروعیت خود و جلب‌اعتماد مردم ایران ندارند و دیگر اصلاح‌طلبان حکومتی محلی از اعراب ندارند و رسانه‌های وابسته به رژیم مطلقه فقاهتی حاکم دیگر توان پر کردن شکاف عظیم بین مردم و حاکمیت ندارند.»

ط - دیگر از خودویژگی‌های انتخابات اخیر اینکه این انتخابات نشان داد که «اکثریت عظیمی از مردم ایران از رژیم مطلقه فقاهتی حاکم عبور کرده‌اند و دیگر گوشی برای تبلیغات شبانه‌روز رژیم مطلقه فقاهتی حاکم ندارند.»

اما تفاوت ولایت فقاهتی از ولایت سلطانی بدین شرح می‌باشد:

1 - مصداق ولایت فقاهتی خمینی و رویکرد او می‌باشد، اما مصداق ولایت سلطانی شاه و خامنه‌ای و رهبری‌اش در 35 سال گذشته‌است.

2 - در ولایت فقاهتی آنچنانکه خمینی نشان داد اگر «چه انتقال حکومت پس از مرگ رهبر صورت ارثی ندارد ولی در محدوده فقهای حواریون خمینی می‌باشد، اما در ولایت سلطانی آنچنانکه در این انتخابات دیدیم قدرت و حکومت مانند نظام سلطانی شاهنشاهی از طریق ارث به فرزند ذکور شاه و فقیه منتقل می‌شود». مثل شاهزاده رضا پهلوی که با اینکه 45 سال از سرنگونی حکومت پهلوی می‌گذرد او هنوز که هنوز است خود را شاهزاده می‌داند و محق صاحب حکومت شدن در کشور ایران می‌داند. لازم به ذکر است که شاهزاده رضا پهلوی در طول 45 سال گذشته تنها معیار برتری خودش نسبت به دیگر آلترناتیوها خارج‌نشین «شاهزاده بودن» می‌داند نه چیزی دیگر و حاضر نیست که هرگز و هرگز این خودویژگی خودش با چیزی معامله نماید.

3 - در ولایت فقاهتی آنچنانکه خمینی نشان داد «هرگز او معتقد به حکومت یکدست نبود و جناح‌های مختلف خودی‌های حکومت در قدرت مشارکت می‌داد. اما در ولایت سلطانی آنچنانکه خامنه‌ای نشان داده تمامیت‌خواه می‌باشد و به مشارکت غیر خودی‌ترین خودی‌ها انتصاب شده توسط او تن نمی‌دهد و معتقد به حکومت یکدست و منحصر شدن قدرت در دست خود می‌باشد.»

4 - در ولایت فقاهتی آنچنانکه خمینی نشان داد در انتخابات معتقد «به مشارکت حداکثری» بود، اما در ولایت سلطانی آنچنانکه خامنه‌ای نشان داده است معتقد به «مشارکت حداقلی» جهت وسیله قرار دادن انتخابات در راستای انتصابات خودش می‌باشد.

5 - در ولایت فقاهتی آنچنانکه خمینی نشان داد «معیار تفکیک خودی‌ها از غیر خودی‌ها، قبول رهبری مطلقه می‌باشد» اما در ولایت سلطانی آنچنانکه در انتخاب اخیر شاهد بودیم «معیار تفکیک خودی‌ترین خودی‌ها، تایید رهبری جانشین خامنه‌ای یعنی مجتبی خامنه‌ای می‌باشد.»

پایان